نگاهی به آزمایش فوق محرمانه فیلادلفیا

کشتی الدریج در آزمایش فیلادلفیا

تابستان سال ۱۹۴۳ میلادی بود و دوسالی از درگیر شدن ایالات متحده آمریکا در جنگ جهانی دوم می گذشت. یک نبرد دریایی سخت میان کشتی های آمریکایی و زیردریایی های مشهور ارتش نازی جریان داشت.

همزمان در شرکت کشتی سازی Philadelphia Naval Shipyard ناوشکن جدیدی به نام  USS Eldridge در قالب یک ماموریت فوق محرمانه برای پیروزی در نبرد آتلانتیک، به ژنراتورهای عظیم الجثه ای تجهیز می شد.

در آن زمان، شایعه شده بود که ژنراتورهای این ناوشکن برای تامین انرژی مورد نیاز نوع جدیدی از میدان های مغناطیسی طراحی شده اند تا کشتی را از تیررس رادارهای دشمن در امان نگه دارند.

وقت آن رسیده بود که قابلیت های این کشتی با تمامی خدمه اش روی عرشه، آزمایش شود. هوا کاملا روشن بود و ناوشکن در مجاورت کشتی های دیگر قرار داشت که ژنراتورهای آن روشن شدند.

چیزی که در ادامه اتفاق افتاد، دانشمندان را حسابی سردرگم کرد و باعث شد که برای چندین دهه به فکر فرو بروند. شاهدان عینی نقل می کنند که نوری ماورایی از ترکیب رنگ های سبز و آبی دورتادور کشتی را احاطه کرد و سپس Eldridge در یک چشم بر هم زدن در نظرها پنهان شد. نه در سیستم های راداری از آن خبری بود و نه کشتی های مجاور می توانستند آن را ببینند. انگار یک قطره آب شده بود و در میان امواج دریا خود را پنهان کرده بود.

چند ساعت بعد، گزارش رسید که Eldridge در آب های ویرجینیا رویت شده است و کمی بعد، مجددا آن را در فیلادلفیا دیدند. براساس گزارشات محرمانه نظامی، خدمه آن ناوشکن دچار سوختگی های شدیدی شده بودند و به شدت احساس سردرگمی می کردند. وحشتناک تر از همه اینکه، طبق گزارش، تعدادی از خدمه در حالی که در سالن فولادی کشتی محبوس شده بودند، زنده پیدا شدند، اما دست ها و پاهایشان به عرشه کشتی چسبیده بود.

این مسائل باعث شد که آزمایش فیلادلفیا تحت عنوان مشهورترین و مرموزترین نمونه از تجربیات سری دولت آمریکا در دفتر تاریخ ثبت گردد و برخی حتی احتمال آزمایش تکنولوژی تله پورت (انتقال مکانی) و سفر در زمان را دادند.

حال بیش از ۷۰ سال از آن واقعه می گذرد و برای آنکه درک بهتری از آنچه روی داده داشته باشیم لازم است که در وهله نخست در مورد آنهایی بدانیم که برای اولین بار این ناوشکن را به آب انداختند و از نظرات معدود بازماندگان آن کشتی مطلع شویم.

من را کارلوس خطاب کنید: توطئه ای در راه است

USS_Eldridge_DE-173_(1944)

تقریبا همه آنچه در مورد تجربه فیلادلفیا و انتقال سریع کشتی Eldridge می دانیم زائیده ذهن و قلم شخصیتی به نام Carl M. Allen است که با نام مستعار  کارلوس میگوئل آلنده شناخته می شود.

آلنده در سال ۱۹۵۶ میلادی نخستین نامه از ۵۰ نامه دست نویسش را برای موریس جساپ نویسنده و فضانورد ارسال کرد که یک سال قبل کتابی را بر پایه پژوهش های شخصی اش با نام «در باب وسایل پرنده بدون سرنشین» منتشر کرد. او در نامه خود درک ساده Jessup از نظریه میدان یکپارچه را که به اعتقادش تحت تاثیر دیدگاه های آلبرت اینشتین شکل گرفته بود مورد انتقاد قرار داد. نظریه میدان یکپارچه که هیچگاه از سوی اینشتین و دیگران ثابت نشد تلاش دارد تا نیروهای گرانشی و الکترومغناطیس را در قالب یک میدان بنیادین با یکدیگر تلفیق نماید.

النده برای آنکه اثبات کند چنین نظریه ای قبلا وجود داشته است، مشاهدات عینی اش از ناپدید شدن الدریج در سال ۱۹۴۳ میلادی را که از کشتی مجاور شاهدش بوده را به جساپ یادآوری کرد. نامه کارلس آلنده به موریس جساپ که حاوی توضیحاتی در مورد کاربرد کشفیات اینشتین توسط ارتش آمریکا و تله پورت یک ناوشکن و کلیه خدمه اش با استفاده از آن بود، نخستین اطلاعات ثبت شده رسمی از آن اتفاق به شمار می رفت.

در مدت ۱۳ سال از بروز آن اتفاق هیچیک از خدمه الدریج یا کشتی های مجاورش اظهار نظری در مورد آن انجام ندادند و ترجیح دادند که سکوت را پیشه کنند.

بعد از این ادعاها، جساپ با جدیت به بررسی ادعاهای آلنده پرداخت اما ناتوانی نویسنده نامه در اثبات فیزیکی ادعاهایش او را ناامید کرد. در سال ۱۹۵۷ میلادی که این محقق درصدد کنار گذاشتن تحقیقاتش بود، دو تن از افسران دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا با او تماس برقرار کردند.

براساس اطلاعاتی که توسط این دفتر منتشر گردید، تماس آن دو افسر با جساپ به خاطر بسته عجیبی بوده که در سال ۱۹۵۶ میلادی دریافت کرده بودند. آن بسته حاوی کتاب UFO (یا اجسام پرنده ناشناخته) اثر Jessup بود که دست نوشته هایی را در خود داشت. آن دست نوشته ها سعی داشتند با تکیه بر علم فیزیک تکنولوژی های فرازمینی را به پیشرفت های صورت گرفته در نظریه میدان یکپارچه پیوند بدهند.

آن یادداشت های ناخوانا ظاهرا باید طوری به نظر می رسیدند که توسط افراد مختلف نوشته شده اند (دست کم یک فرازمینی)، با این همه Jessup بلافاصله تشخیص داد که نویسنده همه آنها فردی نیست جز کارلوس آلنده.

بنابر دلایل نامعلوم، افسران دفتر تحقیقات دریایی آمریکا ۱۲۷ نسخه از آن کتاب حاشیه نویسی شده را با کمک یکی از پیمانکاران مستقر در تگزاس به نام  Varo Manufacturing منتشر کردند.

متاسفانه داستان Jessup پایانی غم انگیز پیدا کرد. او در جریان یک سانحه رانندگی دچار جراحات شدیدی شد و از همسرش جدا گردید. همین ناکامی ها او را در سال ۱۹۵۹ میلادی به سمت خودکشی سوق داد.

آلنده تا سال ۱۹۹۴ میلادی زندگی کرد و در این حین، نامه های پراکنده ای را برای افرادی می فرستاد که گوش شنوایی برای داستان عجیب و باورنکردنی الدریج داشتند.

آزمایش فیلادلفیا در واقعیت

l-331

تا چندین دهه، کارلوس آلنده تنها شاهد رویدادهای ماورایی بود که در جریان آزمایش فیلادلفیا در سال ۱۹۴۳ میلادی رخ داد. کارلوس ادعا می کرد که در زمان بروز آن اتفاق روی عرشه کشتی SS Andrew Furuseth بوده که در مجاورت الدریج پهلو گرفته بود و دید خوبی به آن داشت.

مدت ها بعد، یعنی در سال ۱۹۸۴ میلادی که فیلمی تحت عنوان The Philadelphia Experiment یا تجربه فیلادلفیا منتشر گردید، مردی به نام Al Bielek پیدا شد که ادعا می کرد شخصا در آن آزمایش حضور داشته است و به خاطر شستشوهای مغزی که روی وی انجام شده بود آن ماجرا را به کلی فراموش کرده بود. او مدعی شده بود که بعد از مشاهده فیلم یاد شده در سال ۱۹۸۸ میلادی خاطراتش از آن رویداد مجددا زنده شده اند.

علیرغم ادعاهای محکم این دو نفر، شهادت های شخص سوم بود که سرانجام پرده از آنچه در فیلادلفیا رخ داده بود را برداشت. در سال ۱۹۹۴ میلادی، ژاک ولی اختر فیزیکدان فرانسوی مقاله ای را تحت عنوان «آناتومی یک فریب: پنجاه سال بعد از حادثه فیلادلفیا» در نشریه اکتشافات علمی منتشر کرد.

ولی زمانی که مقاله نخستینش را در مورد تجربه فیلادلفیا می نوشت از خوانندگان درخواست کرده بود چنانچه اطلاعات بیشتری در این باره دارند با او تماس بگیرند. وی در ادامه نامه ای را از Edward Dudgeon دریافت کرد که بین سال های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ میلادی درخدمت ارتش بود.

Dudgeon از خدمه کشتی USS Engstrom بود که در تابستان آن سال به آب انداخته نشد. او یک تکنیسین برق بود و اطلاعات کاملی در مورد دستگاه های محرمانه ای داشت که روی کشتی او و همچنین الدریج نصب می شدند.

آن دستگاه ها در اصل موتورهای طراحی شده توسط اینشتین برای تله پورت نبودند و در عوض به کشتی ها امکان می دادند که با استفاده از تکنیکی به نام Degaussing رد مغناطیسی خود را از بین ببرند. دور تا دور آن کشتی، کابل های بلندی پیچیده شده بود که جریان هایی با ولتاژ بالا از آنها عبور می کرد. در نظر داشته باشید، کشتی های بهره مند از این تکنولوژی از تیررس رادارها پنهان نمی شدند و در عوض اژدرهای مغناطیسی زیردریایی های دیگر توان شناسایی شان را پیدا نمی کردند.

آن نور سبز رنگ هم احتمالا به خاطر ایجاد نوعی طوفان الکتریکی یا پدیده ای به نام آتش سنت المو ایجاد شده بود. در مورد رویت شدن آنی و یکباره الدریج در Norfolk و بازگشت مجددش به فیلادلفیا نیز Dudgeon اینطور توضیح داد که ارتش از کانال های درون زمینی (که دسترسی به آنها نیز برای کشتی های تجاری غیر ممکنه بوده) استفاده نموده وسفری که باید در دو روز انجام می داده را ظرف تنها شش ساعت به پایان رسانده.

نشریه ای به نام  Philadelphia Inquirer نیز در سال ۱۹۹۹ میلادی از تجدید دیدار ملوانانی خبر داد که در الدریج خدمت کرده بودند. آن ملوان ها اظهار داشتند که ناوشکن الدریج هیچگاه در فیلادلفیا نبوده و در تاریخی که تصور می شده ناپدید شده است در بروکلین بوده. گزارشات داخلی آن ناوشکن نیز این ادعاها را ثابت می کرد. علاوه بر این، یکی از کاپیتان های آن کشتی نیز اظهار داشت که هیچگاه چنین آزمایشاتی روی آن انجام نشده است.

علیرغم ادعاهای متفاوت در مورد الدریج، هم Dudgeon و هم خدمه Eldridge تایید کردند که چنین اتفاقی برای آن کشتی رخ نداده است. با این همه، هنوز هم که هنوز است مردم تصوراتی غیر از این دارند.

آزمایش فیلادلفیا از نگاه امروز

فیلمی که در سال ۱۹۸۴ میلادی بر پایه ادعاهای کارلوس آلنده ساخته شد در حد اندازه ای که شایسته دریافت اسکار شناخته شود نبود اما افکت ها ویژه ای که در دهه ۸۰ میلادی روی آن فیلم پیاده سازی شد آنقدر خوب بودند که تصاویری به یاد ماندنی را در ذهن عاشقان فیلم بسازند.

در یکی از صحنه های خاص گرافیکی انتهای فیلم، یکی از ملوانان در حالی که به سختی دچار سوختگی شده و نیمی از بدنش در فولاد عرضه فرو رفته به تصویر کشیده شده است.

philadelphia-experiment-pic-12

ژاک ولی در مقاله ای که پیرامون داستان مرموز فیلادلفیا نوشته این فرضیه را مطرح می کند که تصویرسازی قوی نقشی قابل توجه در باقی ماندن یک داستان فریبنده دارد. روشن است که تصاویر ذهنی خوبی که از یک کشتی ناپدید شده ایجاد گردید و همچنین ملوانان زخمی نقش قابل توجهی در نقل شدن این داستان و جلب توجه عموم داشته است.

بی اعتمادی عمومی مردم به ارتش آمریکا و دولت فدرال نیز که موید آزمایشات غیراخلاقی روی سربازها و شهروندانش بود نیز فاکتورهای دیگری هستند که باور پذیری آن اتفاق ساختگی را در ذهن بسیاری تحت تاثیر قرار دادند.

شایعات با بهره گیری از اسامی نوابغ و دانشمندانی نظیر اینشتین و ارتباط دادن تکنولوژی مرموز او به یک نظریه علمی باعث شد که خبرهای مطرح شده در مورد آن اتفاق واقعی جلوه کرده و بسیاری آن را باور کنند.

البته دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا پیشتر آزمایشاتی را روی نامرئی کردن اجسام انجام داده بود با این همه، آن اتفاقات صرفا در داستان های علمی و تخیلی محتمل بودند.

جالب است بدانید که بعدها اخباری در مورد مشکلات روحی و روانی کارلوس آلنده منتشر شد.

منبع: سایت دیجیاتو