داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

داستان ماست مالی کردن از حوادثی است که در عصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی، رضاشاه اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:
هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون قرار بر این بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند. از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند.
ادامه خواندن “داستان ضرب المثل ماست مالی کردن”

نامه ای به خدا !

روزی کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم داشتند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !

با خود فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی پیر و سالخورده هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.

این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر هم عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول، چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. ای خدای مهربان، تو تنها امید من هستی به من کمک کن …

ادامه خواندن “نامه ای به خدا !”

حکایت ضرب المثل خاک برسر

کاربرد ضرب المثل

ضرب المثل “خاک بر سر” دارای معانی مختلفی است، گاه برای تحقیر و یا به صورت دشنام به کار می رود و”چه خاکی بر سر کنم” به معنی چه کار باید بکنم است و ” خاک بر سر کرده” به کسی می گویند که به هنگام عزاداری برای حسین بن علی در حین راه پیمایی خاک بر سر خود می ریزد. برخی افراد به هنگام ار دست دادن عزیزان از اوج ناراحتی بر سر مزار آنها، خاک بر سر خود می ریزند.

ادامه خواندن “حکایت ضرب المثل خاک برسر”

داستان ابراهیم اَدهم و انارهای باغ

ابراهیم اَدهم * گفت: بعداز آنکه توبه کردم، لباس خود را به چوپان پدرم دادم و لباسهای او راگرفته به سوی عراق آمدم تا اینکه به بغداد رسیدم و چند روز در آنجا کارکردم ولی مزدی که در بغداد از کارگری می گرفتم مورد پسند من نبود از نظر حلال وحرامی آن. با بعضی ازعلماء مشورت کردم گفتند: اگرروزی حلال می خواهی به شام برو.

ادامه خواندن “داستان ابراهیم اَدهم و انارهای باغ”